در این راه تنها،
رفتن مهم است و رسیدنی در کار نیست
•
گفتگو با حميد متبسم، کنسرت پریسا و دستان در فیلارمونی کلن
31 اکتبر 2005، محسن بنائى
گل بهشت:
آلبوم تازه پریسا و گروه دستان شامل آثار حسین بهروزی نیا و حمید متبسم
توسط شرکت نت ورک در آواخر تابستان منتشر می شود.
گروه دستان تور دوم کنسرتهای خود را با
خواننده نامی ایران پریسا در اروپا پشت سر گذاشت. گفتگوی زیر را محسن بنائی با
بنیانگزار این گروه، حمید متبسم انجام داده است.
•
از کنسرت جدید
گروه دستان و پریسا بگو.
بر نامه های اخیر با پریسا کار تازه ای است، متشکل از دو قسمت، که یک قسمت آنرا
حسین بهروزی نیا روی اشعار نظامی در مایه ابوعطا ساخته و قسمت دیگر را من، روی
اشعار مولانا و سعدی و در مایه اصفهان ساخته ام. همه قطعه های این کار جدید هستند و
بتازگی تمام شده اند .
•
در چه کشورهائی
کنسرت داشتید و خواهید داشت؟
ما همیشه وقتی که کاری را آماده میکنیم، معمولا یک تور در اروپا و یک تور در آمریکا
داریم و اگر امکان آن باشد سعی میکنیم که آنرا را در ایران هم برگزار بکنیم، که در
مورد کنسرت با خانم پریسا متأسفانه این امکان موجود نیست. گذشته از این اگر امکان و
دعوتی از کشورهای دیگر هم باشد، طبیعی است که کنسرت را در آن کشورها هم اجرا خواهیم
کرد، ولی معمولا دو تور اصلی ما در اروپا و امریکای شمالی است و این
بار از اروپا
آغاز کردیم که شروع آن در هامبورگ بود و در شهرهای بزرگ آلمان ادامه پیدا کرد. بعد
از آن در کشورهای اسکاندیناوی و بعد در هلند، بلژیک و اطریش ادامه دادیم.
و در ماه اکتبر در ایتالیا ، اسپانیا،
پرتقال و آ لمان کنسرت داریم که همگی به دعوت
فستیالهای اروپائی است. و در این میان کنسرت فیلارمونی کلن در تاریخ 31 اکتبر شاید به دلیل اهمیت خود سالن
برای موسیقی ما ویژگی داشته باشد.
•
کار با خانم
پریسا را از کجا و با چه تصوری آغاز کردید؟
ما همیشه بدلیل سابقه و کار خوب پریسا به او توجه داشته ایم و همیشه مایل به
همکاری با او بوده ایم و گمان میکردیم که کار با پریسا می تواند کار موفقی باشد،
ولی هیچ تصور مشخصی از کارکردن با او به لحاظ همکاری و همراهی و همنشینی که ما با
هم در طول سفر داریم، نداشتیم. بهرحال فکر میکنم سال دو
هزار و یک بود که از طرف دوستان چنین پیشنهادی شد و پیشتر با ایشان هم صحبت شده بود
و ایشان هم تمایل نشان داده بود که صحبتهای اولیه صورت بگیرد. اولین تماسها تلفنی و
از طریق ای میل بود و معلوم شد که ایشان هم در این سالها کار گروه دستان را دنبال
میکرده و مایل به همکاری با این گروه بوده است و حاصل گفتگوهای ما کنسرتهای سال
دو هزار و دو در اروپا و دو
هزار و سه در امریکا بود که کنسرتهای بسیار موفقی بودند و
تجربه زیبای کار با پریسا به عنوان یک هنرمند واقعی برای ما خیلی مغتنم بود و هست و
همینطور کار با ما هم برای پریسا مقبول بود و زمینه ای شد برای همکاریهای بعدی. و
ما خیلی خوشحالیم که باز هم دور تازه ای از کار را با او شروع میکنیم. دور اول کار
با پریسا با کارهایی از سعید فرج پوری، حسین بهروزی نیا و من در آلبوم شوریده از
طرف شرکت نت ورک آلمان و هارمونیا موندی فرانسه تولید شده که آلبوم بسیار موفقی بوده
است.
•
آلبوم شوریده
برنده جایزه بزرگ موسیقی سال در فرانسه شد، خود حمید متبسم این کار را چگونه می
بیند؟
بهر حال تأثیر تشویقهایی از این دست را نمی توان نادیده گرفت و چنین جایزه
ای برای ما کمک روحی بسیار بزرگی است، ولی این همه آن چیزی نیست که ما بدنبال آن
هستیم و چنین جایزه ای بیشتر باعث تشویق ما به کار و اجرای هر چه بیشتر و هرچه
زیباتر می شود. با این حال نظر مثبت سازمانهای فرهنگی مثل اداره فرهنگ فرانسه و یا
نقد بسیار خوبی که لوموند در باره شوریده نوشت، تأثیر زیادی دارد و نظر اینها در
سطح بین المللی معتبر است. با این همه ما خودمان را با چنین تشویقهائی گم نخواهیم
کرد و همیشه در تلاش رشد و بهتر کردن کارمان خواهیم بود و به کار خودمان به دید
انتقادی نگاه می کنیم و اشکالات کار را هم سرجای خود و به موقعش میبینیم. ولی قدر
مسلم به نظر خود ما هم آلبوم شوریده یکی از موفقترین کارهای گروه دستان است، چرا که
با همرنگی و همدلی و یکدستی اجرا شده و تفاهم طرفین اجرا، یعنی آهنگساز و نوازنده و
خواننده در این کار بخوبی مشهود است و این کار را با عشق و علاقه بسیار پیش برده
اند.
•
این همدلی و
همرنگی که از آن اسم بردی، چگونه خودش را نشان میدهد؟
بگذار مثالی بزنم. ما برای ضبط این کار در یک سالن کنسرت خالی از شنونده (در
سالن رادیوی برلین و همانجایی که پیشتر در آن کنسرت داده بودیم) نشستیم و این کار
را مانند اجرای روی صحنه نواختیم و آلبومی را که از دو سی دی حدودا یکساعته تشکیل
شده است در زمانی نزدیک به چهار ساعت در آنجا ضبط کردیم. در واقع زمان اضافه، بیشتر
صرف کوک کردن سازها و استراحتهای میان دو قطعه شده است و این کار حتی در استودیو هم
یکدست و هماهنگ از ابتدا تا پایان پیش رفته و نیازی به برگشت و تکرار و رتوش و ادیت
نداشته است که همین نشاندهنده یکدلی، همدلی و تسلط همه اعضای گروه بوده و اگر هم در
جائی اشکالات کوچکی مانند خوب ننشستن یک مضراب و درخشان نبودن صدای خواننده پیش
آمده، ما تصحیح آنها را فدای زنده و طبیعی بودن کار کرده ایم، تا شنونده در هر لحظه
ای احساس شنیدن یک کار زنده را داشته باشد. من فکر میکنم ارزش گزاری بر روی این کار
بی ارتباط با همه این عواملی که گفتم نیست و موفقیت آلبوم شوریده را با توجه به این
عوامل میتوان توضیح داد.
•
گروه دستان از
بدو تأسیسش در سال 92 از تو و حسین بهروزی نیا اگر بگذریم آمد و رفتهای زیادی به
خودش دیده، فکر میکنی دستان ترکیب نهائی و ثابتش را پیدا کرده است؟
من فکر می کنم که این ترکیب نهائی و ثابت پیدا شده، ولی همانطور که جهان در
حال تغییر است، پدیده های آن و از جمله انسانها هم قابل تغییر هستند و ممکن است که
کسی در ادامه کار به هر دلیلی نتواند به همکاری خود با گروه ادامه بدهد و ترکیب آن
باز تغییر کند. ولی کسانی که امروز بعد از تغییراتی که در گروه بوجود آمده در این
گروه جمع شده اند، (بدون آنکه بخواهیم تغییرات را گناه کسی بدانیم) در واقع از چهار
سال پیش به یک ترکیب نهائی دست پیدا کرده اند و ما یکدیگر را خیلی خوب می فهمیم و
با هم همکاری می کنیم. البته بدیهی است که تغییرات اجتناب ناپذیرند و در زمان
خودشان ناگزیر خواهند بود.
•
هم تو و هم دیگر
هنرمندان خارج از کشور دست به نوآوریهائی زده اید که به مزاق همه خوش نمی آید.
بعضیها حتی می گویند اجراهای شما ته لهجه فرنگی گرفته است و دیگر اصیل نیست، نظرت
چیست؟
من فکر می کنم کار یک موسیقیدان و هر هنرمند دیگری در ابتدا باید خود او را
ارضاء کند، و در درجه اول خود اوست که باید از آن اثر لذت ببرد و مسلم است که
اشتباه هم بخش ناگزیر و جدانشدنی "حرکت" است، همانگونه که "فعالیت" موافقت و مخالفت
را ایجاد می کند.
آنچه که ما از سنت و اصالت می شناسیم، تعریف مشخصی ندارد که بتوان با تکیه و بر
اساس آن اثری را سنجید. در این باره که موسیقی ما ته لهجه فرنگی پیدا کرده یا نه،
من فکر می کنم ،کوچکتر شدن جهان و نزدیکی انسانها به هم، چنین تغییراتی را اجتناب
ناپذیر می کند و اگر کسی بخواهد از این ماجرا بیرون و برکنار بماند، خود را محکوم
به فنا کرده است و نتیجه ای نخواهد گرفت، یا اینکه هنرش تنها بدرد ارائه در موزه می
خورد و تنها به عنوان چیزی که در گذشته وجود داشته است، قابل درک و فهم است. واگر
بخواهیم زبان زمان امروز را داشته باشیم، باید از محیط و زمانمان تأثیر بگیریم و بر
روی آنها تأثیر بگذاریم. اگر جز این باشد مانند آب راکدی خواهیم بود که سرنوشتش
گندیدگی است. تحول و تغییر در گذر زمان ناگزیر است و من شخصا ادعا ندارم که ما حتما
کار تازه ای می کنیم، ولی این را می پذیرم که ما کار به محیط مان، که محدود به
ایران و مرزهای جغرافیائی نمیشود، و همه انسانها داریم و سعی می کنیم که موسیقی ما
زبان حال امروز مردم دنیا، ولی با تکیه بر موسیقی ایرانی باشد.
•
یعنی تو این ته
لهجه را قابل مقایسه با سیل کلمات فرنگی در زبان فارسی میبینی؟
به هیچ وجه شباهتی نمی بینم. در این زمینه ما تجربیات دیگران را می بینیم،
از آنها یاد می گیریم و به آنها یاد می دهیم. در واقع تأثیر تنها به این شکل است،
نه بیشتر از این.
•
کنسرت تنها یکی
از بخشهای زندگی هنری تو است، بخش دیگر را چه چیزهایی پر می کنند؟
در کنار ساختن قطعات و برنامه ریزی و اجرای کنسرتها، اداره کلاسهای تار و سه
تار و نوشتن کتاب در زمینه موسیقی مشغولیتهای اصلی منند. از کتابهایی که در دست
تهیه دارم، یکی مجموعه ای است بنام دوازده نغمه، که دوازده قطعه تخصصی برای تار و
سه تار است، و دیگری روش آموزش تار و سه تار، که برای آینده دورتر در نظر گرفته شده
است.
•
تو سال 1365 به
اروپا آمدی، امروز حمید متبسم را در کجای راهی میبینی که آنروز آغاز کرده بودی؟
در هنگام شروع کار انسان نمیتواند به پایان آن فکر کند و هیچ تصور مشخصی هم
از راهی که در پیش است، ندارد. ولی احساسم این است که به بسیاری از چیزهائی که
بدنبالشان بوده ام دست پیدا کرده ام و تازه در مسیر ی افتاده ام که می توانم با
استفاده از تجربیات تا کنونی ام، کارهای بعدی را پخته تر عرضه کنم و خوشحالم که در
این سالها برای ارائه کارها و آثاری که بسیاری در عرضه آنها عجله می کنند، مانند
نشر کتاب و ارائه تکنوازی به تعداد زیاد، عجله نکردم و امروز میتوانم با بینشی پخته
تر این کارها را ارائه کنم. البته در این سالها بیکار هم نبوده ام و کارهایی از من
منتشر شده، ولی تعداد آنها چندان زیاد نیست و بیشتر بر کیفیت کار تکیه کرده ام و بر
این نکته، که کار در ابتدا باید خود مرا خرسند کند.
•
حمید متبسم را
در سال 1400 در کجا میبینی؟
از سال 1400 تصور مشخصی ندارم، اگر فرصتی هنوز باشد، همینجا در کنار شما.
ولی اساسا شعار من این است و آنرا به هنرجویان کلاسهایم هم می گویم، که در این راه
تنها، رفتن مهم است و رسیدنی در کار نیست، و همین توان رفتن را باید غنیمت دانست.
محسن بنائی